محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

223

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

و افكار آزاد گرديد و در قصرهاى هزار و يكشب زندگى ميكنند و در لذتها غرق گرديده و بوسيله هواپيماهاى سريع مسافرت مينمايند . خلاصه زندگى آنان هيچ ربطى با زندگى سابق ندارد . اينها همه خوشگذرانى جسمى بود . اما از نظر ترقى عقل و اخلاق ، مردمدارى و معاشرت با طوائف مختلف و نژادهاى متفاوت روحيه عصر بيابانگردى و جهالت را از دست نداده‌اند هنوز بدون تغيير و تبديل و زدن ريشه‌هاى مفاسد و تزريق افكار جديد بسرميبرند . با اين بيان يك مطلب آشكار مىگردد و آن نبود نظم بين ماديت و معنويت كشور سعودى است . زيرا بايد يا صحرا و شتر باشد و يا تمدن زندگى و فكر ، چون جدا نمودن بين تمدن فكرى و تمدن زندگى تناقض است . از ادلهء زير روشن مىشود كه با آنكه سعودىها جسمشان در « وول استريت » است « 1 » افكارشان در « ربع الخالى » زندگى مىكند « 2 » . يكى از دانشمندان با اطلاع مطالب تعجب‌آور زير را براى من از كشور سعودى بيان كرد : 1 - گواهى شيعه به ضرر ديگرى قبول نميشود ، ولى شهادت بر ضرر او از همه كس پذيرفته مىشود ، يعنى شيعه غرامت را ميپردازد ، ولى منفعت نمىبرد . راستى ، اگر بطور كلى گواهى ضرر و نفع را نمىپذيرفتند مصيبت كمتر بود ! مطلب تعجب‌آور اين است كه ميدانند شيعيان دروغ و شهادت بآنرا حرام دانسته و شرط ميكنند كه گواه بايد عادل باشد و هرگاه عدالت ثابت شد گواهى ثابت مىشود ، گرچه يك نفر بيابانى بر ضرر شهرى شهادت بدهد در صورتى كه

--> ( 1 ) يكى از شركتهاى صنعتى سعودى . ( 2 ) سرزمينى كه از طرف جنوب بيمن و حضرموت متصل است و از طرف مشرق بوادى دواسر و عمان منتهى مىگردد . اوصاف اين صحراى سوزان كه داراى طلاى سياه ( نفت ) است توسط « برترام توماس » در سال 1931 ميلادى كشف گرديد : زيرا در اثر بادهاى شديد و طوفان‌هاى رمل اوصاف اين سرزمين قابل درك نبود وسيله هليكوپتر برترام توانست قسمتى از آن زمين را تحت مطالعه قرار دهد . مساحت اين سرزمين حدود 000 ر 130 كيلومتر مربع است . م - ز